سیستم خنک کننده باید گرما را با سرعت کنترل شده حذف کند زیرا میله سیم در سراسر نوار نقاله حرکت می کند. نیاز جریان هوا با درجه فولاد، قطر میله، سرعت خط و خواص متالورژی هدف تغییر می کند.
هوا باید در عرض نوار نقاله و از طریق مناطق خنک کننده فعال توزیع شود. تعداد فن، فاصله، طراحی پلنوم، دمپرها و هندسه خروجی همگی بر یکنواختی تأثیر می گذارند.
سیستم فن نیز باید از دستور العمل های مختلف تولید پشتیبانی کند. مناطق مستقل، عملکرد فن مرحلهای یا کنترل سرعت متغیر-میتواند به مطابقت جریان هوا با شرایط متغیر خط کمک کند.
فن باید جریان هوای خنک کننده مورد نیاز را پس از تلفات از صفحه های ورودی، کانال ها، پلنوم ها، دمپرها، هدرها، خروجی ها و توری های محافظ ارائه دهد.
یک-پنکه محوری با فشار پایین ممکن است برای خنککننده مستقیم فن-مطابقت داشته باشد، در حالی که سیستمهای مجرای متمرکز یا خروجیهای باریک ممکن است به جهت فن گریز از مرکز یا فشار بالاتر- نیاز داشته باشند.
برای یک خط جدید، مقدار فن، طول منطقه، آرایش پلنوم و روش کنترل باید با منحنی خنک کننده مورد نیاز و ترکیب تولید هماهنگ شود.
برای یک خط موجود، عملکرد فن را با بالانس پلنوم، انسداد خروجی، بار موتور، فاصله فن و توزیع دمای واقعی مقایسه کنید.
این یک سیستم هوای کنترلشده- است که گرما را از میله سیم داغ پس از نورد خارج میکند. یک فن بانک یا سیستم هوای متمرکز هوای خنک کننده را در سراسر نوار نقاله توزیع می کند تا بر سرعت خنک کننده و ثبات محصول تأثیر بگذارد.
جریان هوا ناهموار می تواند نرخ های خنک کننده متفاوتی را در عرض نوار نقاله یا در امتداد سیم پیچ سیمی ایجاد کند. طراحی پلنوم، فاصله بین فن ها، دمپرها و هندسه خروجی همگی بر توزیع تأثیر می گذارند.
جریان هوا به قطر سیم{0}}میله، درجه فولاد، سرعت خط، دمای ورودی، سرعت خنک کننده هدف، عرض نوار نقاله و تعداد مناطق خنک کننده فعال بستگی دارد.
زمانی که هوا باید از مجرای طولانی، سربرگ ها، نازل های باریک، دمپرهای کنترلی یا ماژول های خنک کننده با مقاومت بالا عبور کند، ممکن است فشار بیشتری لازم باشد.
پلاکهای فن و موتور، جریان هوا، فشار، سرعت، قدرت، ابعاد نصب، طرحبندی منطقه خنککننده-و مشکل فعلی مانند سرمایش ناکافی، دمای ناهموار یا لرزش زیاد را ارسال کنید.
فن محوری سیمی{0}}میله ای خنک کننده هوا جهت اصلی محصول است. GD30K2-12، 4-2×72، 9-19 و 9-26 ممکن است پس از تأیید نقطه عملیاتی، از نیازهای پروژه کمکی، متمرکز یا با فشار بالاتر پشتیبانی کند.
